ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
124
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پادشاهى ملكشاه بن محمود سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه در ماه رجب سال 547 در همدان وفات كرد . از آن هنگام كه به طلب پادشاهى برخاست تا هنگام مرگش بيست و دو سال مدت گرفت . با مرگ او ستارهء اقبال دولت سلجوقى افول كرد و دچار ضعف و سستى شد . سلطان مسعود ، ملكشاه پسر برادرش سلطان محمود را به وليعهدى برگزيده بود . چون از جهان رخت بربست امير خاصبك با او بيعت كرد و لشكر را به فرمانش درآورد . چون خبر مرگ او به بغداد رسيد ، مسعود بلال شحنهء او در بغداد به تكريت گريخت . خليفه المقتفى لامر اللّه خانهء او و خانهء اصحاب سلطان مسعود را محاصره كرد و هر چه اموال بود به سراى خلافت نقل كرد . سلطان ملكشاه بن محمد لشكرى به سردارى سالار كرد [ 1 ] كه از امراى او بود به حله فرستاد و آنجا را در تصرف آورد . مسعود بلال [ 2 ] شحنهء بغداد نزد او رفت نخست با سالار كرد بمدارا رفتار كرد و ناگهان فرمان داد او را بگيرند و در آب غرق كنند و خود در حله زمام امور را به دست گرفت . المقتفى لامر اللّه ، لشكرى بسيج كرد و همراه با وزير عون الدين بن هبيره به گوشمال مسعود بلال فرستاد ، چون به حله نزديك شدند ، مسعود بلال به قتال بيرون آمد و از لشكر خليفه شكست خورد و به تكريت باز گرديد . سپاه خليفه حله را در تصرف آورد . وزير ، عون الدين بن هبيره لشكرى هم به واسط و كوفه روان نمود و آن دو شهر را نيز در تصرف آورد . سپس لشكر سلطان ملكشاه برسيد و هر چه گرفته بودند باز پس ستد . چون خليفه خبر يافت خود به تن خويش از بغداد به واسط رفت و لشكر سلطان از آنجا بيرون رفت و خليفه واسط را گرفت . سپس به حله لشكر راند و از آنجا در اواخر ذو القعدهء سال 547 به بغداد بازگرديد .
--> [ ( 1 ) ] متن : ملازگرد . [ ( 2 ) ] متن : بلاك .